|
دست نوشته های یک ‘فارق الطهسیل‘
|
|
|
|
||||
|
من یک سربازم...
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 12:3 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این روزها قدم هایم را آهسته بر میدارم ! کمی آهسته در شهر راه میروم... نکند تابلویی را اشتباه بخوانم و مسیرم را گم کنم ! آخر این روزها تابلوها نشانده ی درستی راه نیستند ! کوچه ای را میشناختم باریک ، که به دیواری بلند بن بست میشد... اهالی کوچه را همه میشناختند ! از درون کوچه صدایی به گوش میرسید که "باید بینش امام را به موزه ی تاریخ سپرد"... امشب که به خانه می آمدم ، کوچه جدول کاری شده بود ! اسم کوچه شده بود کوچه ی پیرو خط امامی ها ! انگار باز خبریست !!!! گویی عده ای دلشان برای صندلی تنگ شده است...!
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 22:13 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آیههای باران
داشتم به قطرههای باران نگاه میکردم. با خودم گفتم: آره، خدا وقتی بخواهد صدای بندههایش را از میان صداهای دیگر بهتر بشنود، باران را نازل میکند. حال چرا نازل؟ چون باران یک آیه است. نه، باران یک قرآن است با چندین سوره. هر قطرهاش هم یک آیه است که تو را صدا میکند تا به او گوش بدهی. اگر گاهی در بین باران صدای رعد و برق به گوشات میرسد، برای این است که اهل آسمان هم از غفلت ما به تنگ آمدهاند. آنها فریاد میزنند تا ما را از یک خواب عمیق بیدار کنند.
+
نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 20:43 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در انتظار آخرین جمعه ام، و آن جمعه ای که بگیرد مردی، انتقام خون ریخته شده ای از ظلم را.
و به انتظار، آخرین جمعه ی شهر الصیام را بهانه ای برای بیعت با او روز قدس ،روز حضورش مینامم و ایستاده بر پا، فریاد میکشم : القدس لنا
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 23:59 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]() به سلام رمضان بر شده ام باز به بامی
ماه نو ! ماه نو! از مات درودی و سلامی ماه نو! ماه نو! امسال به پیمانه چه داری؟ پیش از این از رمضانم نه می یی مانده نه جامی ماه نو! ماه نو! امشب چه شب واقعه جوشی ست چه شب واقعه جوشی! چه شب آینه فامی! ماه نو! ماه نو! امسال مرا نور بیاموز تو که در مهر امامی - تو که در سوز تمامی ماه نو! در پی تفسیر نویی از رمضانم روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی رمضان آمد و در سفره افطار و سحر نیست نه تو را نان حلالی - نه مرا آب حرامی در سلام رمضان کاش یکی آینه باشیم آه - آیینه در آیینه - عجب حسن ختامی! شهریور۸۷(علیرضا غزوه)
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 12:36 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پیام دلنشین وبی نظیر ولی امر مسلمین جهان به نشست
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سرار کشور
بسم الله الرحمن الرحیم جوانان عزیز دست یافتن به آرزوهای بزرگ ملی ، نیازمند فکر روشن و عزم راسخ و شجاعت و اخلاص است ، و جوان مومن که مبانی جمهوری اسلامی وراه امام بزرگوار را عمیقا پذیرفته است ،امید بخش ترین نیرویی است که می تواند ملت ایران را در رسیدن به آرزوهای بزرگش یاری برساند. نقشه ی راه برای رسیدن به پیشرفت و عدالت در دهه ی چهارم را فقط با اذعان به این حقیقت میتوان ترسیم کرد. از خداوند بزرگ کمک بخواهید و به یاری او امیدوار باشید. دعای حضرت بقیه الله پشتیبان شما باد. سید علی خامنه ای 3/ شهریور/ 1387
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 21:37 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر تفاوت انقلاب ۵۷ ایران با سایر انقلاب ها را در دینی بودن آن بدانیم، پس از گذشت سی سال باید انتظار این را داشت که این وجه تمایز،نمود پیدا کرده و آشکارا و ملموس در جامعه ی امروز ایران خود را نشان دهد.
مدیریت اسلامی با الگو برداری از مکتب تشیع، به عنوان یکی از اساسی ترین مفاهیم انقلاب، دغدغه ی بخش عظیمی از بدنه مردمی از سالهای پیش از انقلاب به شمار می رفته و بسیاری از تحلیل گران حوزه ی سیاسی و جامعه شناسی سیاسی از اخلاق در حوزه ی فردی و عدالت در حوزه ی اجتماعی به عنوان اهداف اصلی انقلاب ایران یاد می کنند. و اکنون یک سوال: پس از سی سال از انقلاب شکوهمند ، سیاست مداران ما اعم از کسانی که قدرت را در دست دارند و یا به دنبال دستیابی به قدرت هستند، تا چه میزان با مفاهیمی از قبیل تقوای سیاسی و سیاست اخلاقی آشنایند ؟ مقالات بعدی در همین رابطه هستند
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 18:46 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با او از نزدیک...
الهی،خدایم، ربی... واژه هایی که مدت آشناییم با آنها به درازای مدت عمرم بود ولی در این بیست و چند سال هیچ گاه اینگونه از نزدیک آنها را نشناخته بودم.
خدایم، هیچ زمانی با تو اینگونه صمیمی نبودم و هرگز اینچنین از نزدیک احساست نکرده بودم.چقدر نزدیک بودی به من و من تو را چه دور و دست نیافتنی می دیدم.
چه زیبا شرمنده ام کردی و چه با شکوه خود را به وسیله ی خودت به من شناساندی.نمی دانم برای افسوس خوردن زود است یا نه ولی هنوز نمی دانم کجایم ! هنوز باورم نیست کجا آمده ام. الهی، خوب میدانی زمانی که خودم را مشغول می کنم برای این است که نبینم چه منتی بر وجودم نهادی و هنگامی که خیره به عظمتت می شوم ترس همه ی وجودم فرا می گیرد که نکند کاری کنم که فردای قیامت، ندا بیاید که برای این حرم محرم نبودی ! نکند باز توبه بشکنم...خدایم... مولایم، اکنون که پاک و زلال صمیمی خود را در کنارت می بینم، تنها یک خواسته دارم و آن اینکه حال که عاشقم کردی مرا لایق عشقت نگهدار. من رفیق نیمه راهی بودم، مرا همراه باش تا پایان...
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 12:18 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اکنون که توفیق زیارت معبد عشق و مرقد معشوق نصیبم شده از همه ی دوستان فقط دو خواهش دارم، اول اینکه حلالم کنند و بعد اینکه برایم دعای توفیق زیارت با معرفت کنند .( توفیقی باشد، نائب الزیاره ی همه ی کسانی که بر گردنم حق دوستی دارند، هستم ) .
تقدیم به محبوب : کاش در خلوتم امشب... ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 23:54 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به همین سادگی درمیان انبوه فیلم های ساخته شده در چند سال اخیر که عمدتاً به شیوه های ملموسی از سینمای غرب نسخه برداری شده اند،(چه فیلمهایی چون"چپ دست" و "عیالوار" که عیناً از دو فیلم " 50 قرار اول" و "تنها درخانه" رونوشت شده اند وچه محصولاتی چون مرد عوضی، زر زرد، عروس خوش قدم و... که به نوعی از رمانهای غربی گرفته شده اند و متاسفانه به ترویج فرهنگ غیر بومی ومجازی غرب پرداخته اند)، تولیدفیلمهایی با خواستگاه بومی واصیل ایرانی باعث پیوند مجدد مخاطبان قهر کرده باسینما خواهد شد. ادامه مطلب را نیز نیز بخوانید: ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:12 توسط حمزه عسکرپور
|
|
|||||
|
|||||